یه طنز خیلی خیلی جدی "رز"

ای یار به جهنم که مرا دوست نداری

از عشق تو هرگز نکنم گریه و زاری

اگر روزی بری و یار بگیــــــــــــــــــــری

الهی تب کنی فرداش بمــــــــــیری

الهی سرخک و اوریون بگیـــــــــــــری

تب مالت و فشار خون بگیــــــــــری

اگر بردی از اینها جان سالــــــــــــم

الهی درد بی درمان بگیـــــــــــــــری

الهی تو بمیری من بمانـــــــــــــــــــم

سر قبرت بیام قرآن بخوانـــــــــــــــم

/ 5 نظر / 16 بازدید
مهرانا

سلام من لینکیدمتون[قلب][ماچ]

مهرانا

سلام خانمهای گل... لینکتون کردم

رهاتر از رها

هوالصابر وبت که دیگه آپ نیست ورودی کامنت هایت را هم بسته ای ورودی دلت را چه میکتی ؟ یه چیزایی تو پروفایلت دیگه نیست اینجوری منوهای شناسنامه ات را بسته ای؟ فایلهای احساست را چه میکنی ؟ فکری به حال دل ما کرده ای ؟ گمان نکنم چون ایرانسلت را هم خارج از دسترس کرده ای با خودت قهری یا با من نیا غریبی کن اما عطر حضور سابقت هنوز در نت هست کامنت های گذریت را میخوانم برای من فرستاده ای یا برای احساس خودت کامنت هایت را میگویم که یکطرفه است همانها را هم شاید هر ساعت میخوانم فراموش که نمیشوی این قسم به احساس خودت لااقل سکوتت را بشکن بشکن این شکستن مرا انگار اتوبانت از زنگان به احساسم یکطرفه است عوارضی دلت را چه میکنی ؟ کامنت ها را می بندی ؟ دلم را که با نبودنت شکسته ای با دل خود چه کرده ای. من هنوز تو را چشم در راهم و مشامم به تمنای عطر گل محمدی. راستی خواهش میکنم تمنا دارم پروفایل احساست را بی خیال اصلاح شو.

رهاتر از رها

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][لبخند][لبخند]

رهاتر از رها

ای صمیمی ای دوست ! گاه بیگاه لب پنجره ی خاطره ام می آیی ... ای قدیمی ای خوب ! تو مرا یاد کنی یا نکنی ... من بیادت هستم ... آرزویم همه سر سبزی توست ... دایم از خنده لبانت لبریز ... دامنت پر گل باد ...[لبخند]